خاطرات سرخوشانه
دیروز رفته بودم نمایشگاه کتاب ... توی دانشگاه شیراز برگزار شده بود و منم که خیلی دلم میخواست برم نمایشگاه تهران ولی به دلایلی نشد ، با خودم گفتم این بهترین راه برای خالی کردن دق دلیه این کتابا اسمش کتاب مترو هستش ... چون خیلی صفحات کمی داره و زود تموم میشه و همش هم طنزه ، به درد زمانی میخوره که توی مترو علاف وایسادی و نمیدونی چیکار کنی هفته ی قبل هم با دخمل خاله رفتیم باغ ارم ... چندتا عکس هم از اونجا واستون میذارم که دلتون بسوزه ... فقط همین ... رفتم اونجا و منتظر بودم نمایشگاه ببینم به چه بزرگی ! ... ولی نبود که ! ... یه کوچولو یه گوشه از حیاط دانشگاه رو چادر زده بودن و یه ذره کتاب داشت ... کتاباشم اصلا واسه من جالب نبود ... ولی یه چیزی پیدا کردم که خیلی خوشمل بود ... اونم این کتاباس :
Design By : Pichak |