• وبلاگ : خاطرات سرخوشانه
  • يادداشت : بعد از چند هفته .................
  • نظرات : 9 خصوصي ، 32 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2   3      >
     

    به به

    فكر كنم اينقدر گرم سوغاتي ها هستي كه حتي يادت رفته وبلاگت رو اپ كني.

    من گفته باشم كه من هم سوغاتي ميخوام

    ديگه خود دانيد.

    وگرنه به شوشوي عزيزت ميگم که طلاقت بده و بياد عمه من رو بگيره!!

    و اخرش هم اين

    من كه بهت گفته بودم كه عاشق اين شكلك پارس بلاگ هستم.

    خوش باشي

    ياحق

    جيگر مثل نسرين فقط سارا داره !

    سما تو بگو من چه جوري محبتاي جيگرمو جبران كنم

    نسرينم اخه تو چرا انقد خوبي ؟!!!!!!

    جيگر مث نسرين کي داره؟

    هيشکي

    سلام
    خوبي ؟
    اون جمله فقط يه شوخي بود، اميدوارم كه ناراحت نشده باشي...
    من شخصاً معذرت مي خوام، يه جور شوخي بين من و مهدي بود، نه چيز بيشتري.
    باز هم اگه رنجيديد ببخشيد...

    يه چيزه جالب : من و شما درست در يك روز و يك ماه به دنيا اومديم...

    كه چي كار ميكنم هاااااان ؟! وقتي اينهمه هتل هيلتون دارم ... پس دارم كه مهرت رو بدم ... زيادي با شوشوي ماهي مثل من دربيفتي بي شوهرت ميكنم و طلاقت ميدم !

    سوغاتي مادرزن و پدرزن جانم رو بده .... ميخوام ببينم براي دامد كوچيكشون كه من باشم چقدر خريد كردن اونقدر دخترشون رو خوشبخت كنم !

    ما زن سالم ميخوايم ... مواظب باش ها !

    سلام سارا همسر مهربونم ! اين سمانه زن پول دوستيه و منو فقط با پولم دوست داره ولي تو منو به خاطر خودم دوست داري براي همين تمام شعبه هاي هتل هيلتون تو سراسر دنيا رو به نامت ميكنم ...

    به به

    سمانه خانم

    پس بگو

    خبري ازت نبوده ميخواستي سوغاتي ها رو تنهايي بکشي بالا

    ديدي خدا پاسخت رو داد؟

    ديدي چوب خدا صدا نداره؟؟

    ديدي؟

    اخ كه من چقدر اين شكلك بالايي رو دوست دارم

    عاشقشم.

    شما هم امتحانات پس داره شروع ميشه.

    خدا به دادت برسه

    ما هم دعا ميكنيم.

    خوش باشي

    يا حق

    سلام سمانه جان

    چطول متولي

    خوفي كه

    خوب خدا رو شكر

    به به

    ديگه برا همديگه شاخ شونه مي كشيد

    عيبي نداره

    بازم پيش من بيا

    سلام خان عمو
    منم اومدم شما رو تبريك ميگم كه بالاخره بعد از مدتها اومدين وب من
    خب ... تبريك ميگم بهتون كه خان داداش و زن داداشتون اومدن ... چشمتون روشن ... چشم ما هم روشن ... تو كه نميگي .. خودم بايد به خودم بگم ... آخ آخ ... اسم مشروطي رو نيار كه كلاه هممون پس معركه س ... بيچاره شديم رفت ... اصلا باورم نميشه كه شنبه امتحانم شروع ميشه ... تازه يكشنبه هم يه امتحان خيلي مهم دارم ... نقشه برداريه كه حسابي توي حساب و كتاب كردناش مشكل دارم ...
    دعا كن برام
    + حسين 

    به به ،‏ سلام عمويي ،‏ خوفي ؟

    بهتره خودت همه ي آزار اذيتهاتو به حاجي داداشي بگي وگرنه خودم ميام ميگم .

    اومدن حاجي داداشي رو هم كه بهت تبريك نميگم ،‏ چون يكي بايد به خود ما تبريك بگه ،‏ به من ، به عمه گلابت ، به عمه سارات و ... .

    دكتر بهت نگفت كم بخور اينقدر ميخوري خب بايدم حالت بد بشه ،‏ ولي از شوخي گذشته مواظب خودت باش ،‏ اگر هم احيانا عزاداري كردي ما رو هم دعا كن .

    هي گفتم بابا بريد درس بخونيد گوش نكرديد خب اين ترم آي مشروطي داريم .

    مواظب خودت باش ،‏ فعلا عمويي .

       1   2   3      >