سروده ي خودم تقديم تو راستي اپيديم بيا منتظرم
قفسم را مشکنتو مکن آزادمگر رهايم سازيبخدا خواهم مردمن به زنجير تو عادت کردمبارها در پي اين فکر قلب توامبا تو احساس سعادت کردمبخدا خوشبختم تو محبت کن تا عمر هستمن بمانم چو اسيريبه حريم قفست