تخصصي ترين وبلاگ خاطرات !!!

+ .............. يکشنبه 8/2/1387 ساعت 11:41 صبح

سلام


سلامي که از پس درد و غمي بزرگ بهتون ميکنم .....


منو ببخشيد که به هيچ کدومتون سر نميزنم ... اينترنت ندارم ... الانم خونه ي آبجيم هستم ...


 


اتفاقي برام افتاد که خدا خيلي بهم رحم کرد و نخواست توي اين سن زندگيم به باد بره .........


اشتباه از خودم بود که به همه اعتماد ميکنم .....


خدا رو شکر اون خطر بزرگ از سرم گذشت ولي هنوز راحت نشدم .....


هنوز تلفن و تهديد و ........


خدايا ..... چقدر بگم غلط کردم ؟ .........


چقدر بگم ديگه بسمه ؟ .........


ديگه اشکي هم توي چشمام نمونده که بخوام با ريختنش خودمو سبک کنم .......


توي اين اوضاع و احوال يه خبر خيلي خيلي وحشتناک بهم رسيد ........


داداشم داره از پيشم ميره .......


براي هميشه .......


نوشته شده توسط:سمانه


ِْليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[2/6/1387- 8:34 ع] تموم .
[26/5/1387- 11:20 ص] مهدي بيا
[21/5/1387- 4:0 ع] کوهنوردي با سس اضافه
[16/5/1387- 7:23 ع] عيدههههههههههههههههههههههههههههههه
[آرشيو شده ها]

خانه
مديريت
پستخونه
سجل !
 RSS 

:: همه ی بازديدها ::
1722


:: اونایی که امروز اومدن ::
7


:: کسایی که دیروز اومدن ::
9



:: !!! منما ::

تخصصي ترين وبلاگ خاطرات !!!

:: فهرست موضوعي نوشته هام::

جونم واستون بگه .........[15]
خسته م .........[1]
تو بودي چيکار ميکردي ؟[1]
به قلم يکي ديگه[1]


:: ..... قدیما ::

صندوقخونه ي دلم [19]



:: دوست جونیام ::

نسرين (آبجي گلي خودم)
آقا عادل(امرداد)
آقا رضا
بهمن(داداشي جونم)

:: لوگوي دوستام ::





:: خبرنامه ::

نام:

ايميل: